تبليغاتX
Personal Notes Of a Little Teacher
Personal Notes Of a Little Teacher

و اما هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن ... ( دکتر شریعتی )

 

* نیتو واسم یه چیپس سوپر مزمز  با یه پفک گنده خرید ( خیلی وقت پیشا ! )

  * مشهد خوب بود و نبود و نمی خوامم تعریف کنم که  چرا خوب نبود ! مشکلیه؟ فقط آخراش انقد بهم فشار روحی وارد شد که گفتم گور بابای سر و گردن و دست و پام . بعد از مسافرت ۲۳ ساعته مشهد به شیراز تو یه ساعت وسایلامو جمع کردم و یه راست رفتم ترمینال و ۲۰ ساعت بعدش رسیدم خونه ! رکورد زدم خفن .اون اولاش که سوار اتوبوس شدم  فقط ۴ بار آیه الکرسی خوندم که بعد از یه روز غذا نخوردن بالا نیارم

ولی حرم  اصن یه چی دیگه بود ... حتی واسه منی که به زور نیتو دستم به ضریح امام متبرک شد   خیلی باحال بود دیدن اون همه آدم ریز و درشت که واسه رسیدن به نماز جماعت زیر برف شدید تو صحن می دویدن

* هیییی ...

این قافله عمر عجب می گذرد ...

اینم ترم سوم به روایت تصویر ...

فقط یه ترم دیگه تا معلم شدن فاصله داریم ...

باورش خیلی سخته ...!

پ.ن : نمی دونم چرا لینک اپلود شده عکسا این جا باز نمی شه ... ایشالا رفتم شیراز تکمیلش می کنم این قسمتو ... تا اون موقع بچه های خوبی باشین و دست به سینه بشنین

* امروز ساعت ۸ شب بی بی سی گفت که خاتمی نامزد شده   خیلی خوشحال شدم . ایشالا بتونه ( یعنی بذارن ) رای بیاره ... کاری به صدای آمریکا و از حالا شروع کردن به بد گفتن راجع به خاتمی ندارم . انتظارم ندارم با اومدنش معجزه بشه . فقط می دونم که اوضاع از این بدتر نمی شه و من می تونم با افتخار از رییس جمهورم حرف بزنم . رییس جمهوری که اگه هیچیم نداشته باشه حداقل آراسته اس و به دل می شینه . عاششششششقشم

 * اولین لینک LinkDump مو ببینین ...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:41 توسط خانوم معلم| |
 

*

 

تقدیم به خودم که بهترینم ==> این کلیپ  و این یکی    اینام دارن با آهنگ اون کلیپ دومیه می رقصن

                   تولدم ولدم ولدم مبارک  

20 salegim

 * دیشب از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ونیم دیوونه شده بودم ... معجونی از گریه و خنده که نمی دونم دلیل هرکدومشون چی بود !!!!! انقد روانی بازی دراوردم که نیتو از ترس این که واقعا مشکل دار شدم کلی گریه کرد !ولی الان نرمالم . کاملا این شکلی == >

* اولین کسی که بوسم کرد و تبریک گفت نرگس جووووونم بود ولی در کل دوستام دیشب و امروز ترکوندن . بچه ها کلی حسودیشون شد از اینکه انقدل اس ام اس میاد واسم

* تولد پریسالمو که نگاه می کردم ( تو اون یکی وبلاگم ) یه چی دیدم که خیلی تعجب کردم :

"عاشق دبیری و تربیت معلم " !!! یادم رفته بود که چیزایی که واقعا آرزوم بودن و به دست اوردم ... این یعنی الان من خوشبختم !

* فردا واسه اولین بار دارم می رم مشهد ( اردو) امیدوارم بذارن بهمون خوش بگذره Arabic Veil حلالم کنین ... دعاتون می کنم لبخند

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:55 توسط خانوم معلم| |