و اما هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن ... ( دکتر شریعتی )
* از دیشب که منطقه آزاد دانشگاه گلستان و دیدم واقعا به تربیت معلم و همه آدمای احمقش افتخار کردم ! یعنی انقد داغون بودن (مخصوصا دختراشون ) و بیخود حرف می زدن که انگار به چند تا کارگر شهرداری پول داده بودن بیان یه چی بگن ! * دوباره تاریخ داره تکرار می شه ! پارسال من و امسال (فعلا!) سحر ! که آبله مرغون گرفته و بازم همه استرس گرفتن.بازم روزای آخر سال داره زهر مارمون می شه . سحر که خدا رو شکر حالش زیاد بد نیست و امروز داره میره خونه ولی ایشالا کس دیگه ای نگیره ... ( نیتو عین این نی نیا نشسته به گریه و زاری
![]()
)
* یعنی من انقد ضایعم که از دیشب به هرکی می گم درس " بنیان گذار جمهوری اسلامی " و برداشتم یه جور ناجوری بم نگا می کنه که یعنی تو رو چه به این مدلا ؟
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت
11:20 توسط خانوم معلم| |


